خرید بک لینک

اون درست وقتی تو آخرین قطره ی خونت رو توی رگاش می ذاری یه هو از ارتفاع پرت می شه توی لجن زار و تو دیگه حتی طبعت نمی گیره نگاهش کنی.

باز تو می مونی خالی با جایی که از خالی نبودنش حال تهوع می گیری این بار.

وقتی همه چیزت و می دی، دقیقا همون اتفاقی می افته که به خاطر "نشد" بودنش همه چیزت و دادی ؛ بی نیاز می شی.

میای دهن وا کنی عر بزنی، نمی تونی. این اون چیزی بوده که داشتنش راحتت می کرده و تسکین نداشتنش رو با همه چیزت هزینه کردی. باید خفه شی. اون قدر سفت و خالی و سرد شدی که اگه اون "باید" هم نباشه، همونه.

بعد تو دلت تنگ می شه. برای حس نم ناک "دوست داشتن"

برچسب: نویسنده: آبتین باقریان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:00

صفحه بندی