they say you must dump your fake friends
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:45
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام*
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:45
دوشنبه 15 مهر 98 حالا، حدود چهار ماه از آن شب میگذرد. نشستهام وسط طرح فرش و تختی مال تو نیست برای تحلیل عقدههای من در آغوشش. یا برای حل کردنِ آرزوهای دلآزارِ مرگ و نامیراییم در بسیطیش.. صدای آهنگ
گفتی " ! Ok"
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:45
به کدام نگاهت دل بسپارم، صواب است؟ آن را که زود میدزدی، آن را که هرگز قصد انفصالش نمیکنی یا آن یکی را که از گوشهی چشم به عذاب میگماری؟ به کدام خندهات ایمان بیاورم، رستگار میشوم؟ آن خندهای که از
نیامدی دیر شد...
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
گوشهگوشهی اتاقت را میکاوم. کامپیوترت مرا شرمگین میکند. میز و کتابخانهات پر است از اشعار دو قرانی و نسخههای طب سنتی طبیبانی که تو صرفاً شخصیتشان را دوست داری. و کتابهایی که پیش از رفتنت، هرگز ن
دیگر چه فرقی میکند ؛ در خوانِ یک یا خوانِ هفت*
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
محمد به مامان جون میگوید که بیاید و از تنهاییاش لذت ببرد. به کسی که گلایهاش از ستارهگان بخت و طالع، رک و پوستکنده "بدون صبور کی از من مراقبت میکنه؟"ست و مطمئنم خودش از میزان درد و شرمآوری جمله
جُستاری در سازشکاری با سندرم استکهلم
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
به فیضِ ابر چه حاصل گیاهِ سوخته را...
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
"گورِ جدِ حرفها" پیامِ ما
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
گفتا که چونی آنجا؟ گفتم در استقامت*
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
هفتهها وحشیانه میآیند و بدونِ آنکه بفهمم، تمام میشوند. اما به نظر میرسد من میان چرخدهندههای زمان گیر کردهام و زمانی از من نمیگذرد. حدود بیست و پنج روز میگذرد که دلخوشیهای احمقانهی خودم را
تو در دلی، کدام نهان بر تو فاش نیست؟!*
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 8:50
آنشکلی تشنهی کلمات مستقیمِ تو ام که هرکس نداند، میگوید کلمهای، سیل است بر عطش و آتشِ درونم که تویی ناجی من، پس بده عزیز و بر این ضعیف رحم بیار... اما نیستی. من میدانم که کلمهای کافیست تا در این
Good Old Days ...
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
بیو ت رو میخونم و میدونم متعلق به من نیست اما تو یگانه امیدِ اهل مطالعه و یا حتی ادای مطالعهی منی که هر روز بزرگتر و بزرگتر میشی همچنان که کوچک و کوچکتر... و شگفتا و عجباهایی نیستند که توی این
یکی طلبت عزیز من
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
اونقدر به خود مشغول و از جهان دلگیر بودم که یادم رفت بایو مکانیکی شدنت رو جشن بگیرم...
کهنالگوی متیو
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
این قسمت تراژیک عمرِ چون منی که یک عمر سرِ کار لباس و القاب افراد بودی... آدم رو تبدیل به ماشینِ آدم کشی میکنه. قویتر از اونهایی که خودِ ما رو کشتند.حقیقت اینَست که متیو همان مرد پایبند شریعت و ای
I'm begging you, please don't go
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
My petrified heart won't stop thinking of you...
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
passive-aggressive
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
میگوئل، از تو میپرسند که آخرین روزهای ۹۷ را چهگونه گذراندی؟ و تو همهی آن کواسشنها و فیلدهای خیلی بیرحمشان را (به لحاظ محدودیت کاراکتری) نادیده میگیری. اما دیر یا زود باید به این سوال پاسخ بدهی.
برای ؟
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
برای کسی که نمیدونم. نمیدونم کی هستی که داری تمام تاریخ این وبلاگ و همهی حجم این چرت و پرتا رو زیر و رو میکنی و شاید باورت نشه که اصلاً حس خوبی ندارم اگه بفهمم کی هستی یا اینکه میشناسمت. اگه یه
Did not treat you well...
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
یه زمانایی ولیعصر و فلسطین و تئاتر شهر و انقلاب برای من فقط حسرت بود و اگه جاهایی حسرتِ لذت هم نبود، تیتر بُلد "گاج" و "قلمچی" و "کتاب تست" اذیتم میکرد. اما امروز مثل هیچوقت نبود. کثافتِ زندهگی تو
کمِ خود گیر، به خیل و رمه بر میگردیم...
-
تاریخ: 1398/1/12 ساعت: 15:08
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
چرت و پرت های یک آب از سر گذشته ی کنکوری
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 1:07
به قدری خسته م که می تونم یه سال تمام ساکت و تنها و به طور افقی بمونم... دارم سعی می کنم بفهمم چه طور این حجم کاهلی کردم که هنوزم بعضی درسای دینی سوم رو حتی یک بار هم نخوندم و فصل القا و الکتریسیته ی